My Story

زمین کشنده

نویسنده در Jan.17, 2012, در دسته گذری

همچنان دنیا در تلاش است که ما را سرنگون کند تا خود پیروز شود

جان ما را میگیرد تا زنده بماند، خود را زنده نگه دارد

بیشتر از ما جاوید میماند و بهتر از ما میداند

از ما میداند و ما از او هیچ

جاویدی است، کوچک

ولی ما رَوَنده

پا برجاست

ما شکسته

او تنها بوده

ما را هم تنها کرده

ما یار او بودیم و او دشمن ما

ما به او دل بستیم و او از ما بیزار بوده

دیگر بس است جاه طلبی، دیگر بس است خود پرستی

دیگر باید به فکر بود، باید حقیقت را دید، باید درد و دوری را دید یا خود را

باید زنده بود، یا زندگی کرد یا شاید زندگی باید ما را کند

شاید همه چیز آن نیست که می پنداریم

شاید حقیقت را نمیبینیم

یا شاید نمیخواهیم ببنیم

شاید ما مرده ایم

شاید ما…

شاید…

دیدگاه بگذارید بیشتر...

درباره من:

پسری خسته، تنها، در راه رسیدن به بی نهایت!!!

کسی که برای کسی مهم نبود و فقط یک عادت شده بود!!!

کسی که هر لحظه با خاطرات زندگی کرد و در پی خود بود!!!

کسی که فقط منتظر مرگه!!!

کسی که

کسی که الکی خوشه...

بایگانی